X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل
چهارشنبه 3 مهر‌ماه سال 1387 ساعت 01:06 ب.ظ

مروری بر تهران-گرائی تصمیمات برنامه ریزان و تصمیم گیرندگان کشور در دهه های اخیر

سید مرتضی افقه

مقدمه:  طی یک قرن اخیر، موضوع مهاجرت و جابجائی نیروی انسانی و عواقب مترتب بر آن حجم وسیعی از ادبیات موجود در مطالعات اقتصادی-اجتماعی را بخود اختصاص داده است.  رشد سریع صنایع و گسترش شهرها، رشد جمعیت، پیشرفت وسایل ارتباط جمعی و افزایش امکان حمل و نقل از عوامل اصلی تشدید مهاجرتها در سطح جهان و کشورهای در حال توسعه می باشند.  اکر چه مهاجرت و جابجائی نیروی انسانی در همه جهان وجود داشته ولی ماهیت و اثرات مترتب بر آن در کشورهای پیشرفته کنونی در مقایسه با کشورهای عقب مانده ویا در حال توسعه کاملا متفاوت است.  در کشورهای پیشرفته، مهاجرت امری طبیعی و ضروری در روند توسعه بوده و باعث تسریع رشد اقتصادی این کشورها گردید در حالیکه در کشورهای در حال توسعه، مهاجرتها معلول رشد نامتوازن ناشی از بکارکیری سیاست های نامناسب در این کشورها است و خود به مانعی برای رشد تبدیل شده است.

در این مقاله سعی شده است بدون بررسی دقیق و وسیع مهاجرت و عواقب آن، صرفا به بررسی سیاست هائی بپردازیم که منجر به توجه بیش از حد به برخی از شهرهای اصلی در کشور گردیده و بنا بر این به حجم وسیعی از مهاجرتهای ناخواسته و منفی دامن زده است.  این مهاجرتها بنوبه خود باعث بروز مشکلات اجتماعی فراوان و تشدید کننده مهاجرت شده اند.  بحث را با مروری بر مفهوم دوگانگی (Duality) در ادبیات توسعه آغاز نموده، آنگاه روند رشد و گسترش صنعت و تاثیرات اجتماعی- اقتصادی آنرا بررسی خواهیم نمود.

دوگانگی ( Duality) و جایگاه آن در مباحث توسعه

دوگانگی بحثی قدیمی و رایج در ادبیات توسعه اقتصادی است و به شرایطی  اطلاق می شود که در آن جامعه از جنبه های متعددی دارای دوگانگی می شود.  این ویژگی که عمدتا در کشورهای توسعه نیافته مشاهده می شود به "وجود و تداوم تباین فزاینده بین کشورها و مردم ثروتمند و فقیر در سطوح مختلف (۱)اشاره دارد.  به عبارت دیگر، دوگانگی به مجموعه شرایط متفاوتی گفته می شود که در آن برخی "برتر" و برخی "پست تر" و این دو در عین حال می توانند در فضائی معین با یکدیگر همزیستی کنند: همزیستی روشهای مدرن وسنتی تولید در بخشهای شهری و روستائی، همزیستی طبقات ممتاز ثروتمند و تحصیلکرده با توده های فقیر و بیسواد و ...

متاسفانه با اعمال سیاست های اجرا شده در چند دهه اخیر، کشور ایران نیز از بروز و گسترش دو گانگی در آن در امان نمانده و امروزه این وضعیت در سرتا سر کشور قابل مشاهده می باشد.  لازم به ذکر است که و جود و تداوم دوگانگی در همه کشورها از جمله ایران، هم عامل و هم معلول رشد و توسعه اقتصادی  است که در زیر به برخی جنبه های آن اشاره خواهیم نمود.

تاثیر اجرای برنامه های توسعه (قبل و بعد از انقلاب) بر مهاجرت و شهر نشینی در کشور

از سال 1342 و بدنبال اجرای برنامه سوم توسعه کشور، توجه به صنعت و تولیدات کارخانه ای محور برنامه های اقتصادی در کشور قرار گرفت.  این استراتژی که باعث بروز تحولات بسیار گسترده و وسیع در همه جنبه های اجتماعی-اقتصادی کشور گردید، بر گرفته از تئوریهای توسعه در زمان خود بود که توسط تئوریسین های علوم اجتماعی کشورهای پیشرفته پیشنهاد شده بود.  از آنجائیکه توصیه های کارشناسان این کشورها نوعا بدون در نظر گرفتن شرایط اجتماعی، اقتصادی و تاریخی کشورهای در حال توسعه و صرفا ناشی از تجارب تاریخی کشورهای پیشرفته بود (که بدلیل تفاوتهای اساسی در شرایط اولیه این دو گروه کشورها) عمدتا فاقد کار بری لازم در کشورهای عقب مانده بود.  معهذا غالب این سیاست ها توسط کارگزاران کشورهای در حال توسعه به عنوان تنها انتخاب برنامه های رشد و توسعه بکار گرفته شدند.

            آنچه در برنامه های سوم به بعد در ایران اجرا شده نیز عمدتا برگرفته از تئوریهای رشد هارود-دومار (Harrod-Domar)، روستو (Rostow)، و آرتور لوئیس)   (Arthur Lewisبود.  این تئوریها تنها راه رشد سریع اقتصاد را در تحول صنعتی و سرمایه گذاریهای وسیع در صنایع کارخانه ای می دیدند.  فرضیه آرتور لوئیس حتی نحوه مهاجرت از روستا به شهر را نیز تبیین نموده است.  مع الأسف، دنباله روی از این تئوریها بدون توجه به شرایط داخلی کشور (در ابعاد اقتصادی،جغرافیائی، فرهنگی و تاریخی) منجر به غفلت و بی توجهی از بخش کشاورزی به قیمت صنایعی وابسته و کم اثر گردید.  حاصل اجرای این سیاست ها که تقریبا از اواخر برنامه سوم نمایان شد ظهور و گسترش جامعه ای کاملا دو گانه در سطح کشور بوده که این جامعه تمام ویژگی های دو گانگی را در خود دشت(۲)

اکنون بعد از سی و چند سال اجرای سیاست های نامناسب در کشور، با گسترش تعداد محدودی شهرهای بزرگ و صنعتی در کنار ابر شهری بنام تهران مواجه هستیم که از پیشرفته ترین وسایل، ابزار و شیوه های زندگی برخوردارند و در مقابل انبوهی از شهرها و روستاهای بزرگ و کوچک بوجود آمده اند که بعضا از اولیه ترین امکانات زندگی نیز محروم هستند.  یکی از بارزترین پیامدهای منفی شرایط فوق گسترش مهاجرتهای روستا-شهری و شهرهای کوچک به شهرهای بزرگ است که ساختار اجتماعی-اقتصادی کشور را ظرف چند دهه اخیر کاملا دگرگون نموده است.  اکنون آمار غیر قابل باوری از روستاهای تخلیه شده ارائه می شود.  طبق مدارک موجود، از سال 1345 تا 1370 حدود شصت هزار روستا تخلیه شده اند، ضمن اینکه در سال 1370 تعداد روستاهای خالی یا دارای جمعیت کمتر از صد نفر بالغ بر 87 هزار روستا یا 70% کل روستاهای کشور بوده است.(۳)  شواهد نشان میدهند که از سال 70 تا کنون نیز این روند نه تنها بهبود نیافته بلکه احتمالا بر حجم مهاجرتها بخصوص به تهران نیز افزوده شده است.  در مورد دلیل یا دلایل مهاجرتها، ادبیات وسیعی هم در بعد جهانی و هم در بعد داخلی وجود دارد که این معضل اجتماعی را از ابعاد مختلف بررسی نموده اند اما آنچه به این مقاله مربوط می شود بعد اجتماعی-فرهنگی مهاجرتها است.

            از بدو بروز دوگانگی در کشور (و جهان) روستاها و روستائیان عنصر پست تر تلقی شده و شهرنشینان به عناصر برتر معروف شده اند (۴)(همین تلقی در مورد افراد کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه وجود دارد).  وجود چنین احساسی (در کنار سایر عوامل) سالهاست که محرک بسیاری از مهاجرت های روستائیان به شهرها شده است.  اینکه افراد با عنوان روستایی یا دهاتی بودن تحقیر نشوند باعث شده است افرادی (بخصوص نسل جوان و تحصیل کرده تر روستا) حتی الامکان زندگی خود را به شهرها منتقل نموده و تعدادی نیز سعی در کتمان روستایی بودن خود نموده و یا می نمایند.  مع الاسف وجود چنین ناهنجاری در اجتماع و در بین توده مردم و حتی بعضا در ادبیات موجود به امری عادی تبدیل شده است.  روستایی در ادبیات جاری (شفاهی و مکتوب) مترادف است با افرادی ساده لوح که از پیشرفت های موجود و روابط اجتماعی جدید اطلا عی نداشته و یا کم اطلاع است و در مقابل امکانات و پیشرفتهای موجود در شهرها انگشت به دهان و حیرت زده می ماند.  روستایی یعنی کسی که در مقابل پیشرفتها نیز مقاومت نموده و حاضر به رها شدن از وابستگی های سنتی خود نمی باشد (البته اینگونه نگاه به روستایی منحصر به ادبیات داخلی نیست بلکه تصوری است که تعدادی از غربی ها نیز نسبت به ساکنین بخش سنتی کشورهای عقب مانده دارند).(۵) پیامد چنین وضعیت ناهنجاری بطور طبیعی گسترش احساس برتری شهری نسبت به روستایی و یا (در طرف مقابل) احساس حقارت روستایی نسبت به شهری بوده است.

            بروز انقلاب اسلامی در سال 1357 و بد لیل آرمانهای منعکس شده در شعارهای دوران انقلاب و نیز توجه مسئولین کشور به محرومین و روستاها، منجر به شکل گیری فضای فرهنگی-اجتماعی کاملا متضادی ( و از جنبه ای دیگر منفی ) با وضعیت فوق گردید.  شاید به همین دلیل برای مدتی پس از انقلاب، روستایی بودن، محروم و مستضعف بودن به یک ارزش اجتماعی تبدیل گردید.  حتی برخی افراد که نسبتا متمکن بوده یا وضعیت اقتصادی مناسبی داشتند نیز بی میل نبودند که به روستایی بودن، محروم و مستضعف بودن متصف شوند.  اما این وضعیت غیر عادی نیز دیری نپائید.  از ابتدای برنامه پنج ساله اول در سال 1367، به دنبال اجرای سیاست هایی که عمدتا بر پایه گسترش صنایع بزرگ شهری استوار بود، روند مهاجرت های روستا-شهری مجددا از سر گرفته شد.  نکته بارز و قابل تامل در این دوره، اجرای سیاست هایی است که به تهران ( و البته با عناوین و توجیهات مختلفی همچون پایتخت بودن، ام القرای اسلامی و یا مرکز حکومت اسلامی بودن و غیره ) در مقایسه با سایر مناطق کشور بیش از حد توجه نمود.  در صد قابل توجهی از سرمایه گذاریهای عمرانی در ساختمان سازی، اتوبان سازی، گسترش غیر عادی تاسیسات و ادارات دولتی بخصوص در بخش خدمات، و توسعه واحد های رفاهی و تفریحی، بهداشتی و آموزشی، حاصل سیاستگذاری های این دوره بوده اند.  سرمایه گذاری عظیم متروی تهران (اگر چه کاملا موجه و مورد نیاز شهر پر ازدحامی همچون تهران) نیز که از سالهای قبل شروع شده بود و در این دوره بیشتر مورد توجه قرار گرفته بود، به تشدید این تمرکز کمک نمود و بدون اینکه تاثیر مثبتی بر اقتصاد سایر مناطق کشور داشته باشد، زمینه جذب بیشتر امکانات و سرمایه های مادی و انسانی کشور به تهران را فراهم نمود.  به عبارت دیگر، علی رغم توجهی که بصورت نظری در برنامه ها به روستا ها و روستاییان و مناطق محروم شده بود، بدلیل شکل گیری ساختاری ناموزون و نامطلوب در بافت اقتصادی-اجتماعی و نظام اداری کشور و تمرکز امکانات و سرمایه های مادی و انسانی در تهران، سرمایه گذاری های برنامه ریزی شده برای مناطق محروم و روستایی نیز عمدتا توسط پیمانکاران، سرمایه گذاران و متخصصان متمرکز در تهران صورت می گرفت.  در نتیجه در صد قابل توجهی از منافع ناشی از سرمایه گذاریهای مناطق محروم و حتی شهرهای بزرگتر، به تهران بازگردانده می شد.  وجود چنین بافتی در کشور از یک طرف و توجه مستقیم به شهر تهران از طرف دیگر، باعث شد که این شهر به ابر شهری تبدیل شود که بیشتر سرمایه ها و امکانات مادی و اساسی کشور را بیش از پیش به خود جذب کند.

گسترش و تثبیت چنین انحرافی در سیاست گذاری که منجر به تمرکز شدید امکانات مادی و انسانی در تهران گردید پدیده فرهنگی-اجتماعی جدیدی ایجاد نمود که در آن تهرانی بودن به یک ارزش و ( در نتیجه ) غیر تهرانی بودن ( یا به اصطلاح رایج آن در تهران، شهرستانی بودن) به یک کمبود و نقیصه تبدیل گردید.  به عبارت دیگر، "تهرانی" بودن در مقابل "شهرستانی" بودن جایگزین دو ارزش و ضد ارزش قبلی یعنی "شهری" و "روستایی" گردید.  این انحراف اجتماعی نه تنها در بین تعدادی از مردم عادی ساکن تهران گسترش یافته، بلکه متاسفانه بعضا از رسانه های رسمی و عمومی نیز ترویج شده است(۶)

نتیجه غیر قابل اجتناب اجرای سیاست های اقتصادی-اجتماعی و فرهنگی که بطور خواسته یا نا خواسته طی سالهای اخیر صورت گرفته است، از یک طرف موجب تخلیه مناطق دیگر کشور از امکانات و سرمایه های انسانی گردیده است (مناطقی که بعضا امکانات مادی مناسبی برای سکونت جمعیت بالایی را داراست) و از طرف دیگر به ازدحام بیش از حد و بحران زای جمعیت در منطقه ای محدود منجر شده است.  پی آمد این تحول بروز مشکلات اجتماعی، فرهنگی و محیطی فراوان و غیر قابل کنترلی که طی چند سال اخیر در تهران مشهود بوده است.  مشکلاتی از قبیل آلودگی بیش از حد هوا در ایام زیادی از سال، کمبود آب، آلودگی های صوتی، ترافیک و ... که طی چند سال اخیر بهداشت و سلامت تهران و ساکنین آنرا به مخاطره انداخته است بدون تردید حاصل سیاست های تهران-گرایانه تصمیم گیرندگان ذیربط طی یکی دو دهه اخیر بوده است.

بدیهی است که مواجهه و مقابله با بروز بحران غیر قابل کنترل در تهران نیاز به تدابیری هوشمندانه و تلاشی وسیع و علمی دارد.  تدابیری همچون تسریع در راه اندازی مترو، از رده خارج نمودن خودروهای دارای اشکال فنی و ... اگر چه از طرف مسئولین تدابیر دراز مدت جهت مقابله با آلودگی هوا تلقی شده اند ولی فی الواقع ناشی از عدم دور اندیشی و کوتاه نگری است.  از طرف دیگر، سیاست هایی همچون ندادن کوپن به مهاجرین به تهران (که البته عمدتا در دهه اول بعد از انقلاب اعمال می شد) یا ارائه نصیحت های کودکانه ای که بعضا از رسانه ها در جهت متقاعد نمودن مهاجرین به خود داری از مهاجرت یا بازگشت به شهرستان نموده اند، نه تنها موثر نبوده بلکه منجر به گسترش بوروکراسی و یا بی توجهی به توصیه های ساختگی خواهد شد. 

            بنظر می رسد هرگونه سیاستی که به تمرکز بیشتر امکانات و سرمایه های مادی و انسانی به تهران منتهی شود خود به تداوم و تشدید مشکلات فوق کمک می کند(۷) به عبارت دیگر، در صورتیکه سیاست ها از یکطرف در جهت تعدیل سرمایه گذاری و رفع تبعیض در توزیع امکانات در سطح کشور نبوده و از طرف دیگر در جهت منع گسترش فرهنگ های تحقیر آمیز نسبت به "غیر تهرانی" از رسانه های رسمی و غیر رسمی نباشد هر نوع سیاستی منجر به تشدید مهاجرت و در نتیجه تشدید بحران در تهران خواهد شد.  پدیده ای که طی سالهای اخیر تشدید شده و به یک دور و تسلسل تبدیل شده است: افزایش سرمایه گذاری و سطح رفاه در تهران ( به قیمت غفلت از سایر مناطق کشور ) باعث گسترش مهاجرت شده، مهاجرت بیشتر ازدحام جمعیت و مشکلات جدید ناشی از آنرا در پی داشته و حل این مشکلات منوط به سرمایه گذاری جدید است و ...

            باید اذعان نمود که امروزه این مهاجرتها محدود به روستاها و شهرهای کوچک به تهران نبوده بلکه بنظر می رسد سیل مهاجرتها از برخی شهرهای بزرگ اما فراموش شده (۸)به تهران نیز تشدید شده است و این وضعیت بطور قطع در آینده ای نه چندان دور موجب تشدید بحران در هر دو نقطه: تهران ( به عنوان شهر مهاجر پذیر ) و سایر نقاط کشور ( به عنوان مناطق مهاجر فرست ) خواهد گردید.

***



 عضو هیئت علمی دانشگاه شهید چمران اهواز



۱مایکل تودارو،  توسعه اقتصادی، ترجمه غلأمعلی فرجادی، موسسه عالی پژوهش در برنامه ریزی و توسعه، 1377، صص 92و93.

۲این ویژگی ها عبارتند از: 1- همزیستی عنصر برتر و پست تر مزمن شده و دیگر پدیده ای موقتی و گذرا نیست.  2- درجات برتری و پستی نیز نه تنها کاهش نمی یابد بلکه گرایش ذاتی به افزایش دارند.  3- ارتباط عنصر برتر و پست تر به نحوی است که وجود عنصر برتر تاثیری بسیار کم در ارتقاء عنصر پست تر دارد و یا اصلا هیچ تاثیری ندارد و در واقع حتی عنصر پست تر را به عقب تر سوق می دهد.   همانجا.

۳ ابراهیم رزاقی،  اقتصاد ایران، نشر نی، 1372، ص 46.

۴منظور از عنصر برتر و پست تر در این مقاله مفاهیمی است که در فوق بیان شده اند.

۵ Todaro, Michael, Economic Development, Fifth edition, Longman, 1994, pp. 305-302.

۶به عنوان مثال در برنامه ای که در روز جمعه 17/10/78 از شبکه پنج (شبکه تهران) سیمای جمهوری اسلامی ایران و در برنامه "داستان یک شهر" پخش گردید، در حالیکه فردی را در حال گریم شدن نشان داد کارگردان فیلم به گریمور می گوید (نقل به مضمون): قیافه اش هنوز شهرستانی نشده است بیشتر کار کن تا قیافه اش مثل شهرستانی ها شود.  چنین نگاهی به غیر تهرانی ها (شهرستانی ها) و بیان اینگونه جملات که در کنه خود گرایش تحقیر آمیز دارد چندی است که در بین تعدادی از پایتخت نشینان (که خود بعضا مهاجرین شهرهای کوچک و بزرگ و یا روستاها هستند) رایج شده و بنظر می رسد جایگزین کلمات دهاتی و روستایی که معمولا به صورت تحقیر آمیز بکار می رفته اند شده است. 

۷ طبق بر آورد تودارو، "هر شغل جدیدی که در (  شهر ) ایجاد می شود ممکن است دو تا سه مهاجر که با بازده تولید در مناطق روستایی ]یا شهرستانها[ کار می کرده اند به شهر ]تهران[ آیند."  تودارو، توسعه اقتصادی، ص 295.

۸به عنوان مثال طی چند سال اخیر سیل فرار نخبگان (شامل متخصصان، صاحبان سرمایه، پیمانکاران، پزشکان و اسانید دانشگاه و ...) از اهواز به تهران امری عادی شده و متاسفانه بنظر می رسد هم مسئولین محلی و هم تصمیم گیرندگان کشور از اصل مسئله و عواقب نا مطلوب آن غافل اند.

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo