X
تبلیغات
رایتل
یکشنبه 16 اردیبهشت‌ماه سال 1386 ساعت 09:13 ق.ظ

 

بررسی نقش نفت در اقتصاد ایران

 

یوسف شفیعی   

آبان 85

همایش فرصتی است که از چیزی بگوییم که ما را بی جان اما زنده نگه داشته است، از نفت.

این پدیده در اقتصاد ایران به یک معما تبدیل شده است، یعنی از یک طرف ما در کشورمان با درآمدهای سرشاری مواجهیم که خیلی از کشورهای جهان آرزوی داشتن چنین درآمدهایی را دارند و از سویی دیگر تجربه تاریخی حاکی از آن است که نه تنها نتوانستیم از این درآمدها جهت افزایش رفاه جامعه استفاده کنیم بلکه به دلیل مدیریت ناصحیح منابع، درآمدهای سرشار و دوست داشتنی نفت به منشا ایجاد تورم در کشور، همچنین گسترش بریز و بپاش،‌ عقب ماندگی اقتصادی، فقر وبدبختی، بیکاری، فساد اداری، رانت جویی، بزهکاری و... تبدیل شده است.

کلمانسو سیاستمدار معروف و نخست وزیر زمان جنگ جهانی اول فرانسه در سال 1919 چنین بیان می کند که:

مملکتی که نفت در اختیار دارد امپراتوری است امپراتوری دریاها به وسیله مواد سنگین نفتی، امپراتوری آسمان ها به وسیله مواد سبک نفتی و امپراتوری خشکی ها با بنزین و نفت وسرانجام امپراتوری دنیاها به وسیله قدرت اقتصادی بدست می آید که بستگی به ماده حیاتی دارد که قیمتی تر و تعیین کننده تر از خود طلا در روی زمین است.

آیا ما هم اینقدر قدرتمندیم؟ این سوالی است که ما دارندگان نفت باید از خودمان بپرسیم و درمورد چرایی آن خوب بیاندیشیم.

اما در سویی دیگر« خوان پابلو پرز آلفونسو» که از وی به عنوان یکی از پایه گذاران اوپک یاد می کنند تعبیرجالبی در خصوص نقش نفت در کشورهای تولید کننده آن دارد که شاید به نحو بسیار بسیار روشنی در مورد کشور ما صادق باشد. وی در سال 1965 با لحنی اعتراض آمیز اعلام کرده است که :« نفت مدفوع شیطان است این ماده لعنتی، بدبختی را برای ما به ارمغان آورده است. با نگاهی به تاثیرات این ماده خام می توان دریافت که این ماده تا چه حد تباهی، فساد و مصرف گرایی را برای کشورهای تولید کننده به بار آورده است. خدمات عمومی در کشورهای ما درحال فروپاشی است بدهکاری، بدهکاری و باز هم بدهکاری برای سال های متمادی همراه ما خواهد بود.

هرچند آلفونسو 40 سال پیش این جملات را بیان کرده است اما تاریخ 40 سال اخیرنشان دهنده صحت سخنان وی است. مطالعات اقتصادی نشان می دهد که طی سال های 1960 تا 1990 میلادی اقتصاد کشورهای فقیر، از نظر منابع طبیعی دوتا سه برابر بیش از اقتصاد کشورهای غنی، از نظر منابع طبیعی رشد کرده است. و آمارها به شکل گویایی این واقعیت است که عقب ماندگی کشورهای غنی از نظر منابع طبیعی پس از سال های 1960 آغاز شده است یعنی از زمان سرازیر شدن ثروت بادآورده نفت به کشورهای جهان سومی صادر کننده نفت .

از طرف دیگر با یک بررسی تاریخی به روشنی در می یابیم که از گذشته های دور در کشور ما اقتصاد چرخ آخر ارابه سیاست بوده است و در افت و خیزها به طور منفعل بالا و پایین می رفته است. طی سال های گذشته حجم نقدینگی با رشد بسیار بالایی مواجه بوده است. اما رشد بالای نقدینگی بر خلاف رفتار بلند مدت گذشته به طور متناسب در شاخص قیمت ها انعکاس پیدا نکرده است. کارشناسان اقتصادی برای این پدیده دو علت را بیان می کنند:

- دلیل اول جذب بخش بزرگی از نقدینگی توسط بازار سرمایه طی سال های اخیر است که نکته قابل توجه در این مورد آن است که جذب نقدینگی توسط بازار سرمایه را تنها باعث ایجاد تاخیر در انعکاس آثار تورمی نقدینگی می شود و نه حذف آن.

- و عامل دوم و شاید مهمتر رشد قابل توجه واردات با دلار به نرخ ثابت است.

قمیت نفت بالا می رود سرعت قطار بودجه به طرز سرسام آوری افزایش می یابد، حال باید پرسید که آقایان محترم! اگر بر اثر محدویت های بین المللی با سقوط بهای نفت این قطار مجبور به توقف سریع شود چه بر سر مسافران آن خواهد آمد بیچاره مسافران آن که تنها مردم بیچاره و فقیر جامعه اند.

و اینکه حیات خود را به لبخندها و اخم های سران دیگر ممالک گره بزنیم آیا توهین به شعور ملتی نیست که ادعای هوش و ذکاوت و فرهنگ دارد و آیا چیزی جز تحقیر خواهد داشت.

موارد و عامل فوق ما را به تفکر و تامل در این باره مجبور می کند و اینکه به دنبال این پرسش باشیم که چرا با در اختیار داشتن همه ابزارها و منابع کلان مورد نیاز توسعه اقتصادی، اعم از منابع ثروتی- مالی کلان و غیر قابل قیاس، وفور نیروی انسانی جوان و مولد و مصرف کننده، موقعیت طبیعی- جغرافیایی بی نظیر چرا باید چنین باشیم که هستیم؟

و شاید مهمترین عامل وراهکاری که برای بهبود وضعیت موجود، ساماندهی درآمدهای نفتی به صورت بهینه و کارا باشد که بزرگترین و بیشترین آثار اقتصادی مثبت را در توسعه کشور برجای گذارد.

تشکیل صندوق ذخیره ارزی ایران درسال 1379 اقدام بسیار مهی در سامان دهی به مازاد درآمدهای نفتی بود.

اما مسئله برداشت های مکرر و بی برنامه از این حساب ماهیت و نقش اقتصادی آن را زیر سوال برده است و آن را همانند جیب زیرشلواری دولت جلوه داده است که برداشتن پول از آن فقط کمی وقت گیر تر است ولی همیشه ممکن. هرچند در اساسنامه تشکیل آن استفاده از حساب ذخیره ارزی برای تامین بودجه عمومی ممنوع اعلام شده است اما عمل کرد دولت در سال های اخیر کاملاً خلاف این بوده است.

یعنی باید فریاد بزنیم که با توجه به اهداف تشکیل این حساب و نحوه استفاده از این ذخایر در کشورمان برای دستیابی به نتایج مطلوب و دلخواه مطمئناً باید نگرش دولت نسبت به جایگاه حساب ذخیره ارزی در اقتصاد کشورمان تغییر کند. پس مهم تغییر نگرش دولت نسبت به این لقمه چرب است و یا شاید دورنگه داشتن این لقمه از دولت، و اینکه آیا دولت این مطلوب ملت را خواهد پذیرفت؟ و چه راهکاری می توان ارائه کرد که خود بحث دیگری را خواهد طلبید.

استفاده از تجربه کشورهایی که در نحوه ساماندهی اقتصاد خود با استفاده ازدرآمدهای ناشی از نفت موفق عمل نموده اند می توند باری ما نیزموثر واقع شود و با رعایت اصول علمی و مدیریت صحیح این منبع به اهداف بسیار مطلوبی برسیم. اصولی که با رعایت آن موجب می شویم:

1- کل درآمد ناشی از فروش نفت به عنوان منبع طبیعی خدادادی که متعلق به همه نسل های این کشور است برای مردم همه نسل ها باقی بماند و همه از مزایای آن بهره مند گردند.

2- کلیه فعالیت های دولت اعم از عمرانی و جاری عمدتاً ازمحل درآمدهای مالیاتی تامین شود و منابع حاصل ازفروش ثروت کشور در دست دولت قرار نگیرد از این رو به دلیل نیاز دولت به مردم جهت تامین هزینه ها دولت در مقابل اعمال خود باید پاسخگو باشد.

3- چون اداره جامعه عمدتاً از طریق مالیات انجام می گیرد مردم برای ایجاد رفاه بیشتر در جامعه، بیشتر کار می کنند تا درآمد بیشتری بدست آورند و در پی آن مالیات بیشتری نیز حاصل می شود.

و موارد دیگر که می تواند بر پیشرفت اقتصادی کشور به نحو شایان توجهی موثر واقع گردد.

نمی دانم این نوشتار را باید چگونه به پایان برد اما موارد فوق بدون شک تراژدی غم انگیزی بود که شاید تا حدی ما را متوجه تامل در این تناقض « دارایی و نداری» وادار کند و این که چرا با این همه ثروت بسیار فقیریم.

به امید روزی که نسل های این سرزمین طعم شیرین توسعه و رفاه را بچشند تلاش خواهیم کرد.

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo